![]() |
![]() |
|
| خاطرهای الکی . شعرهای آبکی . متن های ادبی . عکس های بیمزه |
|
یه دیوانه
یه زنجیری نشته کنج زندان غم و غصه دلش پر زخم از خنجرهای نامردی جبین پر اخم از اندوه شیدایی نگاهی کرد بر دستان یخ کرده ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت 4:46 بعد از ظهر توسط سارا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من سارا 20 ساله
من تنها نيستم, اشکهايم را دارم, اشکهايي که از غم تو بر گونه هايم جاري ست. من تنها نيستم, لحظه ها را دارم, لحظه هايي که يکي پس از ديگري عاشقانه مي ميرند تا حجم فاصله را کمرنگ تر کنند |
| آرشیو موضوعی |
|
بگی نگی شایدیجورایی دیوونگی |
|
RSS
|