هرگز برای عاشق شدن ، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش ، گاهی
در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای می رسی
که ماه را بر لبانت
می نشاند
منتظر موندم به راهت تا همیشه .................
چش به راهت مونده بودم پشت شیشه ....
انتظارت سخته مث مردن دل.......................
........... مثل عشقی خواب و باطل
وای اگه فردا بیاد باز تونیایی...................
وای میخوام داد بزنم ....................................................................
از این جدایی................
....................... وای دیگه مردم دیگه مردم از این جدایی
................ چقد تو بی وفایی...............
مگه من با تو بد کردم خدایی .................................................................
مگه من با تو بد کردم خدایی..............
هر چی میخوای بگی بگو اما نگو دوست ندارم.................................
هر کار میخوای بکن ولی بگو نمی ری از کنارم...................
میخوای بگی بگو اما نگو دوست ندارم ......................
هر کار میخوای بکن ولی بگو نمیری از کنارم .......
تر خدا مث غریبه ها دلم رو هی نرنجون............................
.................. تر خدا دشمنام و بروی من انقد نخندون
بخدا من می میرم از این جدایی.........................
........................................... بخدا من میمیرم اگه نیایی ......................................
...................بخدا من می میرم از این جدایی
...................... بخدا من میمیرم اگه نیایی ................................
اگه فردا بیادو باز تو نیایی
اگه فردا بیادو باز تو نیایی
اگه فردا بیادو باز تو نیایی
اگه فردا بیادو باز تو نیایی

ما را نمیبری به تماشای خویشتن
تنگ بلور چشم مرا شوکران شدی

عاقل بودن نوعی دیوانگیست که خوب مورد استفاده قرار می گیرد

سیرابم کنید
با فرات لبهای مهربان
با کوثر عاشقی
زمانی نمانده
تا از خود رها شدن
در عطش
تا فردا تا صبح عاشقی

زندگي تفسير سه کلمه است : خنديدن.... بخشيدن .... و فراموش کردن.... پس.... بخند .... ببخش .... و فراموش کن

رو به ساحل روبه دریا مثل عشق
می نوازم نی لبک را مثل عشق
رمز آبی بودنت را آسمان
می کند تقسیم با ما مثل عشق
تا غزل اعجاز چشمت را سرود
نام سبزت شد معما مثل عشق
با تو رفتن تا به اوج آرزو
جرم سنگینی است آیا مثل عشق
با تو پایانی ندارم ساده ام
مثل باران مثل دریا مثل عشق
دیگه دیوونه شدم نمیدونم چرا ولی احساس گناه میکنم چونکه آخرین دفعه ای که با هم دعوامون شد اصلا دلم نمی خواست که بهم زنگ بزنی دلم می خواست که تو دیگه زنگ نزنی و منم با خودم فک کنم که یجورایی تو مقصر بودی چرا که خیانت کردی آره تو خائنی عین یه زندونی شدم هر طرف بر می گردم دیوار می بینم نمی خوام از این زندان بیرون بیام اما تو این زندونم دیگه هوا واس نفس کشیدن نیست می خوام تو بیرونم کنی می خوام چرا نمیکنی این همه ولی دیگه نمی تونم میثدونم اگه که تمومش کنی منم تموم میشم میدمنم که نمیدونی چقد خاطرت رو می خوام می دونم که نمیدونی عاشقتم نمیدونی که هر دفه میری بیرون دیوونه میشم نمی دونی وقتی که یه ساعت بهم زنگ نمی زنی چه فکرایی تو سرمه

ديروز که چشم تو بمن در نگريست
خلقي بهزار ديده بر من بگريست
هر روز هزار بار در عشق تو ام
ميبايد مرد و باز ميبايد زيست
عاشق نتواند که دمي بي غم زيست
بي يار و ديار اگر بود خود غم نيست

دوستی فصل قشنگیست پر از لاله سرخ ....... دوستی تلفیق شعور من و توست ......... دوستی رنگ قشنگیست به رنگ خدا،،،،،،،،، دوستی حس عجیبیست میلن آفتاب و آب

دو خط موازی هيچ وقت به هم نمی رسند مگه اين که يکيشون برای ديگری بشکنه

دنیا آینه ایست که به هر کس بازتاب چهره اش را مینماید
نوزده فرودین

خون من یعنی وجودم
بی خون من هیچو پوچم
بارها در عشقنامه نوشتم
خون من مهر وجودت